تبليغاتX
معماری هنر ایده

معماری هنر ایده

معماری و دکوراسیون

مجموعه طرح های اجراء شده ی رنزو پیانو :

بازسازی و نوسازی فضای شهری

کارگاه محله ای در شهر اوترانتو- طراحی 1979 ساخت 1979

پروژه ی بازسازی جزیره ی بورانو، ونیز – طراحی 1980

طرح باز زنده سازی اسکله ی قدیمی جنوا- طراحی 1981

تغییر کاربری مجموعه شلومبرگر در منطقه ی مونروژ پاریس – طراحی 1981 ساخت 4- 1981

طرح بازسازی بندر قدیمی جنوا – طرح 1985 ، ساخت 92 – 1988

تغییر کاربری کارخانه ی لینگوتو در تورین – طراحی 1983 ، ساخت 95- 1988

 باز سازی و احیای با روی قدیمی و مرکز شهر رودس – طراحی 1986

بازسازی دروازه شهر و احیای مرکز تاریخی شهر والتا ، مالتا طراحی 1986

باز زنده سازی محله ی ساسی در ماترا – طراحی 1987

بازسازی پوتوسدامر پلاتز در برلین – طراحی 1992 ، ساخت 2000- 1996

طرح جامع منطقه ی ایل سگوبو لونی ، بلانکور، پاریس – طراحی 5- 1993

تغییر کاربری نیروگاه ساحلی به سایت جدیدی برای گالری تات ، لندن طراحی 1995

تالار نیکولا پاگانینی در پارما – طراحی 1997 ، ساخت 2001- 1998


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  | 

پیانو از نگاه راجرز

رنزو پیانو استاد مسلم نور و سبکی است . او درکی شگفت آور از ساخت و مقیاس قطعات دارد . فکر نمی کنم کسی از این نظر به پای او برسد .او فرزند یک ساختمان ساز بود و با پدرش روابط نزدیکی داشت و از این که ساختمان ساز است احساس غرور می کرد. نکته ی غیر معمول درباره ی پیانو آن است که او از کوچک به بزرگ کار می کند . من تاکنون چنین معماری ندیده ام . رویکرد او برای طراحی ساختمان هرگز از ایده شروع نمی شود ، بلکه از زمین سر بر می آورد . او همچنین یکی از باوقارترین معمارانی است که من می شناسم . هم از نظر شخصیتی ، باوقار است و هم ساخته هایش بسیار با وقار و بسیار انسانی به نظر می رسند . آنها پیکره هایی انتزاعی و تجریدی نیستند . آنها بر گرفته از درکی عمیق از این مسئله هستند که ساختمان ها چگونه با هم همراه و هماهنگ می شوند و نور چگونه به درون آنها راه می یابد ؛ او سقف هایی می سازد که نور را به درون می کشند . پیانو از دستگاه عظیم و سنگینی مانند مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس ، که آن را با هم طراحی کردیم و همچون پلکانی پر از آدم است ،تا موزه ها و کتابخانه های بسیار زیبا طراحی کرده است ، یکی باوقارتر از دیگری .تنوع آثار پیانو هولناک است .من عاشق استادیوم فوتبال سان نیکولا در باری ، ایتالیا هستم که سازه ی پر عظمت آن در قالب گلبرگ های عظیم بتنی از زمین روییده است .

از سوی دیگر ، ساختمان بیِلِر در سویس می بینیم که از هر چه فکرش را بکنید سبکتر است . نمی خواهم بگویم کدام یک از ساختمان های او بیشتر مورد علاقه من هستند . او یکی از برترین معماران مدرن نسل خویش است . او دریانورد کهنه کاری هم هست . قایق هایش را خود طراحی می کند در اوایل دوستیمان ، حدود 40 سال ، او یک قایق بادبانی بتنی طراحی کرد که واقعا هم عالی از آب درآمد .

برگرفته از:مجله هنر و معماری-شماره نهم (دوره جدید)-تابستان ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 11 AM  توسط وحید کمانه  | 

برنده مدال طلای AIA در سال 2008

Renzo  Piano

زندگی نامه

رنزو پیانو ، معمار مشهور ایتالیایی ، در چهاردهم سپتامبر سال 1937 در شهر جنوا به دنیا آمد ، شهری که خانه و دفتر کارش هنوز همان جا قرار دارد . پدرش صاحب یک شرکت ساختمانی و همین مسئله بسیار به او کمک کرد تا بسیاری از نظریه های خود را در عمل بیازماید

. پیانو در دانشگاه پلی تکنیک میلان در رشته معماری تحصیل کرد و پس از فارغ التحصیلی ، در همان جا به تدریس مشغول شد (1965-1968 ). درهمین سالها تجربیات خود را با سفرهایی به انگلیس و آمریکا تکمیل کرد در همان دوره با مهندس و طراح فرانسوی ، ژان پرووه ، آشنا شد و این دوستی ، تاثیر عمیقی بر زندگی حرفه ای او گذاشت .

از پروژه های نخستین او می توان به یک مجتمع آپارتمانی در گارونه در نزدیکی آلساندریا (1969) اشاره کرد که البته هنگام ساخت به وسیله ی خود مالک ، تغییرات بسیاری در آن راه یافت . پیانو سپس غرفه ی صنعت ایتالیا در نمایشگاه جهانی 1970 در اوساکا را با استفاده از پوشش های سبک پلاستیکی طراحی کرد . از طریق تدریس در دانشگاه میلان و اتحادیه های معماری در لندن ( AA ) ، با ریچارد راجرز ارتباط یافت . شماری از پروژه های مشترک پیانو وراجرز در مرحله ی طراحی باقی ماندند و به اجرا در نیامدند ، تا این که آنان درسال 1971 در مسابقه ی طراحی مرکز ملی فرهنگ و هنر ژرژ پمپیدو در پاریس برنده شدند . این پروژه در دنیای معماری همچون رویدادی کم نظیر سرو صدا کرد و هر دو طراح آن را در بالاترین رده های جهانی مطرح ساخت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت 10 AM  توسط وحید کمانه  | 

این معماران در کارهای جدید خود پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی دهند بلکه به صورت نرم و انعطاف پذیر ، پیچیدگی ها و گوناگونی های مختلف را در هم می آمیزند . این کار باعث از بین بردن تفاوت ها نمی شود . باعث ایجاد یک پدیده همگون یکپارچه نیز نمی گردد ، بلکه این عوامل و نیروها به صورت نرم و انعطاف پذیر در هم می آمیزد . هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می شود مانند لایه های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می دهند ، در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند .
نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد .
دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند  ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند .
گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید : " فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته . " در این رابطه می توان لایه های رسوبی در کوه ها را مثال زد که در اثر فشارهای درونی زمین روی یکدیگر خم شده و پیچ و تاب خورده اند . در عین این که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است ، ولی با لایه مجاور خود درگیر شده و لایه ها به صورت انعطاف پذیری در کنار یکدیگر انحناء پیدا کرده اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 10 AM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

از نظر دریدا ، نوشتار ابزار خوبی برای انتقال مفاهیم نیست و یک متن هرگز دقیقا همان مفاهیمی را که در ظاهر بیان می کند ندارد . متن به جای انتقال دهنده معنا ، یک خالق است . به همین دلیل در بینش دیکانستراکشن ، ما در یک دنیای چند معنایی زندگی می کنیم . هر کس معنایی و استنباطی متفاوت با دیگران از پدیده های پیرامون خود قرائت می کند .
تقابل دوتایی موضوع دیگری است که دریدا نقد کرده است . تقابل های دوتایی همچون روز و شب ، مرد و زن ، ذهن و عین ، گفتار و نوشتار ، زیبا و زشت و نیک و بد همواره در فلسفه غرب مطرح بوده است . از زمان افلاطون تا کنون همواره یکی بر دیگری برتری داشته است. ولی به نظر دریدا هیچ ارجحیتی وجود ندارد . او این منطق سیاه و سفید و مسئله یا این یا آن را رد مردود می داند .
به عنوان مثال ، در فلسفه غرب همیشه گفتار بر نوشتار به دلیل حضور گوینده ارجحیت داشته است . ولی به عقیده دریدا ، معنای متن را گوینده تعیین نمی کند ، بلکه شنونده و یا خواننده متن است که با توجه به ذهنیت و تجربه خود این معنا را که می تواند متفاوت از منظور و غرض گوینده یا مولف باشد مشخص می کند . لذا لزوما گفتار بر نوشتار ارجح نیست .
باید عنوان شود که تعریف دقیق و مشخصی از دیکانستراکشن وجود ندارد ، زیرا هر تعریفی از دیکانستراکشن می تواند مغایر با خود دیکانستراکشن تفسیر و تاویل شود .

خود دریدا می گوید : " دیکانستراکشن کردن یک متن به معنای بیرون کشیدن منطق ها و اسنتباطات مغایر با خود متن است . در واقع گسترش درک مجازی است . "
به طور کلی دیکانستراکشن نوعی وارسی یک متن و استخراج تفسیرهای آشکار و پنهان از بطن متن است . این تفسیرها و تاویل ها می تواند با یکدیگر و حتی با منظور و نظر پدید آورنده متن متناقض و متفاوت باشد . لذا در بینش دیکانستراکشن ، آنچه که خواننده استنباط و برداشت می کند واجد اهمیت است  و به تعداد خواننده ، برداشت ها ، استنباطات گوناگون و متفاوت وجود دارد . خواننده معنی و منظور متن را مشخص می کند و نه نویسنده . ساختاری ثابت در متن و یا تفسیری واحد از آن وجود ندارد . ارتباط بین دال و مدلول و رابطه بین متن و تفسیر شناور و لغزان است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 1 AM  توسط وحید کمانه  | 

دیکانستراکشن در فارسی به ساختار زدایی ، شالوده شکنی ، واسازی ، بنیان فکنی ، ساختار شکنی و بن فکنی ترجمه شده است . شاید این کثرت اسامی به دلیل آن باشد که دیثکانستراکشن یک نگرش چند وجهی و چند معنایی به دال و مدلول و هر نوع متنی دارد .
از آنجایی که مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب ، برای استنباط معماری دیکانستراکشن ، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن و مهم تر از آن ، زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.
در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود . ژان پل سارتر ( 1980 - 1905 ) فیلسوف فرانسوی  ، پایه گذار این مکتب است . او خرد گرایی مدرن ، که توسط دکارت ، کانت و سایر بزرگان مدرن مطرح و تبیین شده بود ، را اساس فلسفه خود قرار داد . سارتر معتقد  به خرد گرایی استعلایی ( Transendental Mind  ) است . از نظر وی ، " فرد ماهیت خویش را شکل می دهد و نباید از این عامل در مسیر شخصیت فرد غافل ماند ... سارتر آزادی بی قید و شرط را از امکانات ذهن آدمی دانست . به نظر او آدمی آزاد است هر چه می خواهد اختیار کند و به همین جهت است که باید او را مسئول انتخاب های خود دانست . "
از نیمه دوم قرن اخیر ، فلسفه مدرن و مکتب اصالت وجود و خرد باوری از طرف مکتب جدیدی به نام مکتب ساختارگرایی مورد پرسش قرار گرفت . این مکتب در ابتدا توسط فردیناند دو سوسور ، زبان شناس سوییسی و لوی استراوس ، مردم شناس فرانسوی ، مطرح شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 11 AM  توسط وحید کمانه  |