X
تبلیغات
معماری هنر ایده - سلسله مطالعاتی پيرامون معماری مسجد 2
معماری و دکوراسیون

قسمت دوم

 محمد هادی عرفان

ب) مبانی معنوی طراحی مسجد

1 – بررسی استدلالات در مورد هنر دینی : 3 نظریه در این زمینه می توان بر شمرد. دیدگاه اول از آن کسانی مثل بورکهارت، کربن واتینگهاوسن است که حتی در خانه کعبه جهانی از رمز و راز دیده اند. در دیدگاه دوم کسانی مثل گدار و کونل ، اسلام را مثل اعراب بادیه فاقد هر گونه مبانی زیبا شناسی می دانند. در هر دو نظریه رشحاتی از حقیقت موج می زند اما بعضی از اطلاعات و تحلیل های آنان اشتباه است.

طبق تحقیقات حقیر، کعبه بنایی از عهد ابراهیم خلیل (ع) بوده است اما در عهد جاهلیت این بنا بتخانه و ارتفاعش در حد کمی بیش از قامت یک انسان بود هر سال پارچه ای از طرف متمولین مکه روی کعبه نصب می شد، این پارچه مناسب پسند عرب بدوی دارای رنگ های تند و شاد بود هر سال بدون بر داشتن پارچه قبلی پارچه ای روی آن می انداختند. در زمان حضرت علی علیه السلام آن حضرت اجازه تغییر در نحوه تزیین کعبه را نداد. بعدها در زمان عباسیان آنان رنگ نمادین حکومت خود رنگ سیاه را بر سرای خدا آویختند. و این رسم تاکنون برای کعبه باقی مانده است که همین را کسانی چون بورکهارت دستمایه پرواز تخیلات خود ساخته اند. از سوی دیگر اسلام ناب با اسلام اموی و  حکومت علی با امپراطوری دمشقی دنیاها تفاوت دارد و  این از نگاه تیز بین دسته ی دوم فرو مانده است. واقعیت این است که معماری عصر اموی هر چند چشم و همچشمی ناشیانه ای با امپراطوری قیصر بود و سخت رومی می نمود، اما معماریی که طی قرون به تدریج در گوشه ی ممالک اسلامی نضج یافت بر خلاف نظر کسانی مثل گدار یا پوپ، محل تجلی دوباره ی شکوه امپراطوری مثلاًٌ ساسانی در ایران نبود زیرا اساس تفکر امپراطوری ساسانی با حکومت های هر چند ناخالص اسلامی اگر نگوییم متضاد لااقل متفاوت بود. این تفاوت در فلسفه ی ساخت کاملاً مشهود است. هنر مند مسلمان جز خدا همه چیز را فانی می بیند اما معماری پیش از اسلام  سخت خود نما و خود پرست می نماید.

پس نظریه سوم را می توان چنین تدوین و تبیین کرد در آغاز اسلام پیامبر (ص) با توجه به فوریت لازم مسجدی بر پا کرد و لزوماً تمامی تصمیم گیری های شهر 5000 نفری مدینه النبی در همین مسجد رقم می خورد اما این مسجد مثل اولین چادر امدادی پس از زلزله است و با خانه تفاوت بسیار دارد. مساجد بعدی با ایجاد سازمان های شهری بعضی از کار کردهای اولیه را از دست دادند و به جای آن کارکردهای دیگری به آنها افزوده شد یا تقویت گردید.

2 - مقیاس انسانی: در معماری مساجد ایران می بینیم که با وجود بزرگی بنا از عظمت خبری نیست بلکه بنایی با آن مقیاس بس لطیف می نماید و طوری است که در آن آدمی حقارت نمی کند. به طور مثال در صحن مسجد گوهرشاد فضا در عین وسعت صمیمی است.

در تجربه به این نتیجه رسیده ایم که ریز نقشی کاشی ها و ارتفاع مناسب (تقریباً نسبت ارتفاع به طول دیوار دو پنجم است) و پنهان کردن گنبد بزرگ گوهر شاد در ورای دیوارها طوری ماهرانه فضا سازی می کند که آدمی در فضایی حدوداً 50× 55 متر اصلاً احساس حرکت ندارد.

3 - استفاده از نقوش اسلیمی: ویژگی بارز نقش گیاهی (اسلیمی و ختایی) که در همان لحظه ی نخست توجه را به خود معطوف می دارد. تحرک پیچ و تاب ، رشد و نمو، زندگی و زایندگی است. طرح از نقطه ای مشخص، شروع می شود و با پیچش های مکرر و رویش های تکرار شونده یاد آور شجره ی طیبه ای است که نشان از گسترش در شرق و غرب و شمال و جنوب عالم دارد، نشانی از گسترش اسلام. نقش گیاهی در عین برخورداری از صورتی گیاه وار و آزاد، از نظمی دقیق و زیبا پیروی می کند. میل به نظم، سبب انتظامات مرکزی، محوری ، تقارن و تکرار می شود.

با استفاده از عناصری مثل شمسه ها، ترنج ها، سرچنگ ها، گلدان ها می توان محور موکد طرح را یافت. گردش دو اسلیمی متقارن در دو جهت مخالف کیفیت دلپذیری پدید می آورد که می توان آن را به کرشمه ی دو دلداده تشبیه کرد.

اوج این نظم در زیر گنبدها دیده می شود با اشکالی مثل رقص و سماع دسته جمعی گروهی واله و شیدا، تکرار و کثرت و در یک نگاه کثرت در وحدت ، دکتر مددپور در این باره می نویسد:

«توحید و تلقی توحیدی و تفکر تنزیهی باعث می شود تا هنرمند مسلمان از کثرت می گذرد تا به وحدت برسد، انتخاب نقوش هندسی و اسلیمی و خطایی و کمترین استفاده از نقوش انسانی و وحدت این نقوش در یک نقطه، تاکیدی بر همین وحدت و توحید ناب اسلامی است.»

«تقوای مسلمین و توصیه های موکد پیامبر (ص) در پرهیز از نمایش واقعیات و گرایش به سوی کثرات باعث شد تا نوعی انتزاع سازی در طرحهای تزیینی به مرور در قرون وسطای اسلامی نضج بگیرد. نتیجه این ممنوعیت دوری از طبیعت محسوس و رفتن به جهانی ورای آن با صور تمثیلی از اشکال هندسی و اسلیمی و خطایی و گره ها بود. استفاده مناسب از نور، حجم و صورت در کنار این نقوش همان فضای روحانی هنر اسلامی است. بدین سان هنرمند مسلمان سیری در باطن امور و اشیاء دارد و با برداشت انتزاعی خود از واقعیات حسن و جمال الهی را جلوه ای میهمان ناظر مسلمان می کنند.»

4 - تضاد بین درون و برون: بعضی محققان به این نکته نظر دارند که در کلیسا تضاد بین برون و درون جدی و تعیین شده است و کار کرد کلیسا به نوعی ساز خود را می زند و جامعه هم ساز خود را. در معماری اسلامی این نکته حائز اهمیت است که مسجد حاصل معماری به بلوغ رسیده ی ایرانی گر چه بین برون و درون مرزی روشن می کند اما این تضاد به معنای کار کرد متضاد و منفعل نیست بلکه مسجد و حومه آن یک قفل و بست در هم غلاف شده اند، مثل دو قطعه از یک کل واحد در هم تنیده اند. با این دلایل می توان پذیرفت که چرا صحن بعضی مساجد در حد گذرگاه مشترک چند محله صمیمانه در محل کار کرد دارد و استفاده می شود.

علاوه بر این ما در مساجد وقتی وارد درون فضا یعنی شبستان ها می شویم دیگر تمامی سلسله مراتب تمام می شود، اگر این طور نباشد، بین مومنان باید فرق قابل بود، فرق بین صف اول نماز و ردیف آخر نماز گزاران، در حالی که این بر خلاف نص آیه قرآن است که ملاک را تنها تقوا می داند و بس.

دکتر مددپور معتقد است: «این حالت در مساجد به کمال خویش می رسد انسان با گشت در داخل و خارج مسجد عملاً سیر مکان وحدت و کثرت و خلوت و جلوت می کند. هر فضای داخلی، خلوتگاه و محل توجه به باطن و هر فضای خارجی جلوتگاه و مکان توجه به ظاهر می شود. بنابراین نمایش معماری در عالم اسلام نمی تواند تنها در ظاهر خلاصه شود.»

5 - ایهام: جایگاه وهم و اخذ معانی از یک کلمه در ادبیات و یک عنصر در معماری یا دیگر هنرها، در فرهنگ ایران و ایرانی کاملاً برجسته است. سراسر غزلیات حافظ و سعدی (علیهمالرحمه) مشحون از ایهامات زیباست. معماری اسلامی هم حقیقت (یعنی توحید) را هرگز عریان و در قالب مثلاً یک ا.... درشت و جلی در یک دیوار خالی از تزیین به رخ مومن مسلمان نمی کشد بلکه این حقیقت را چون خورشیدی در پس ابری عرضه می کند تا بتوان به خورشید حتی از نگاه یک کارگر خسته، پس از کار روزانه و پای سجاده نماز نگریست. این حقیقت یا همان واحد بودن خداوند با این لفافه ملموس و در عین حال معما گونه است.

6 - نور یا روشنایی : در قرآن سوره ای به نام نور وجود دارد که آیه 35 آن شخصاً نور خدا را به چراغی شبیه می داند. چراغی که نور را در میان محفظه ای شیشه ای نگه می دارد. حتی می توان شکل فیزیکی محراب را همچون کشش های بالا رونده یک شعله ی نورانی دانست و کاشی های براق و شیشه گون در بدنه ی محراب را نیز می توان همان محفظه ی شیشه ای تصور کرد. اما مسئله این است که در معماری مساجد نور به صورت اخص تابیده بر نقطه ای خاص نداریم. زیرا اصلاٌ در مسجد ما اولاً نقطه خاص نداریم و ثانیاً تنها و تنها روشنایی برای مسجد کافی است و حتی در زیر گنبد و یا در کنار محراب ما شاهد تعبیر صوفی مشربانه ی نور سیاه هستیم. به هر جال حتی نور گیرهای زیر گنبدها هم طوری ساخته می شده اند که به جای تامین و انتقال نور روشنایی را بتابانند پروفسور پوپ در مورد نور کاملاً عملکردی اظهار نظر کرده است:

«در مساجد کمی روشنایی نقطه ی ضعیف جدی به شمار نمی آید زیرا نور همیشه از پشت سر جماعت می تابد و بر روی محراب و امام تمرکز می یابد.»

البته به یک فرد مسیحی با آن تلقی خاص از نور در کلیسا نمی توان خرده گرفت اما به هر حال مبحث نور از اختلافات روشن معماری اسلامی و مسیحی است.

7 - ادراک کل، نه جزء: آقای توسلی درباره ی ادراک کل می گویند:

«در نهایت این کل است که باید ادارک شود و وحدت احساس شود حال هر اندازه هم در کل در هم تنیده اجزا متفاوت فراوان باشد باز به برکت وجود تعادل گل است که ادراک می شود و تعادل اساس زیبایی است. معماری گذشته ایران هم به اوج تعادل دست یافته است و در آن جزئی نگری، به خاطر کلی نگری کنار گذاشته است.»

8 - خوشنویسی یا آفرینش آگاهی: خوشنویسی تنها هنری است که مثل معماری اجازه و جرات اینکه محل تجلی هنر ناب قدسی باشد را داشته است و خوشنویسی کتیبه ها در معماری یکی از زیباترین مثال های خود و او بودن است.

بحث ما خوشنویسی محض نیست و گرنه از شور و اشتیاق پادشاهان اروپایی در داشتن نامه ای خوش خط و خوش ترکیب و موزون از سوی هارون الرشید با پرسیدن استفتای شیعیان از میرزای بزرگ شیرازی تنها به سبب خط شکسته بی نظیر میرزا و افتخار داشتن خطی زیبا و متبرک از مرجع تقلید شیعیان جهان و هزاران مثال دیگر می نوشتیم. اما ظاهراٌ مهمترین اصل مشترک در انواع خطوط اسلامی پیام آنهاست. دکتر نصر در این باره می گوید:

«این درخت جهانی یکی از جامع ترین نمادهای تجلی عالم هستی است از آنجا که قرآن نمونه ی نخستین خلقت و خود گویای جهان کثرتی است که از وحدانیت نشأت گرفته است و به آن باز می گردد هنر اسلامی به ناگزیر با ادغام خوشنویسی و شکل های گیاهی این دو نماد یعنی کلمه و درخت جهانی را با هم ادغام کرد. در بسیاری از مساجد و دیگر ابنیه ی جهان اسلام، این در هم پیچیدگی و وابستگی متقابل میان خوشنویسی و نقش های اسلیمی کاملاً مشهود است، که غور و بررسی در آن تناظر موجود میان قرآن و جهان طبیعت و نیز قدرت طبیعت و نیز قدمت وحی قرآنی را که از خلال آن مضمون «آفرینش – آگاهی» تکرار می شود تداعی می کند.»

«خوشنویسی که رابطه ی مستقیمی با «کلمه ا...» دارد نمادی از اصل خلقت است که در آن عنصر هندسی نماد نقوش لا تغییر یا وجه مذکر است حال آنکه اسلیم ها که به زندگی و رشد مربوط اند مظهر وجه زنده متحول و مادرانه ی خلقت به حساب می آیند.»

9 - احساس تهیدستی : مساجد ما گرچه مالا مال از نقوش اسلیمی و ختایی است اما مثل مومنی که دل به زیر و زخرف دنیا نمی بندد با قامتی راست و به دور از وابستگی ها خود را می نمایاند. دکتر نصر می گوید:

«احساس تهی بودن مسجد حتی مساجدی که به نحو با شکوهی تزیین شده اند به دو عامل ربط دارد. یکی مفهوم فقر معنوی است که پیامبر اکرم درباره آن فرمود: «الفقر فخری» و دیگری اتحاد نامشهود و غیر متجلی با معنویت در ذهن مسلمانان. قرآن غالباً با تعبیر «عالم الغیب و الشهاده» به این جهان های نامشهود اشاره دارد.

البته این تهی بودن پر از احساس حضور در محضر خداست و می تواند انسان سازی باشد.

 

 

برگرفته از :

مجموعه مقالات همایش معماری مسجد:گذشته ،حال ، آینده – جلد اول – دانشگاه هنر

ص 274 - 277


برای مشاهده دیگر مطالب وبلاگ معماری هنر ایده در زمینه معماری مسجد به آرشیو مطالب معماری مسجد مراجعه فرمایید.

آرشیو مطالب وبلاگ معماری هنر ایده در زمینه معماری مسجد

 

با مراجعه به آرشیو مطالب وبلاگ معماری هنر ایده می توانید به تمام مطالب مندرج در وبلاگ معماری هنر ایده دسترسی داشته باشید و همچنین برای اطلاع از به روز شدن مطالب وبلاگ معماری هنر ایده در بخش عضویت ایمیل خود را به ثبت برسانید.در صورتی که در جستجوی مطلبی خاص در وبلاگ معماری هنر ایده هستید می توانید از جستجوگر وبلاگ کمک بگیرید.

 

آرشیو مطالب وبلاگ معماری هنر ایده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 8 AM  توسط وحید کمانه  |