<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>معماری هنر ایده</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com</link>
<description>معماری و دکوراسیون</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 11 Jul 2011 18:08:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>طراحی سالن های نمایش 4</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;سالن تماشاچیان&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;به طور کلی طراحی سالن که مخاطبین در آن قرار می گیرند به عوامل متفاوتی چون نوع تئاتر و نمایش نوع صحنه و به طور کلی بستگی به شیوه ی طراحی دارد. یکی دیگر از عناصری که در فرم و طراحی این فضا موثر است تعداد صندلی هاست.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اگر چه تعداد صندلی امکان اجرای فعالیت های متنوع تر و در عین حال بازگشت مالی بیشتری را فراهم می کند. اما تعداد کمتر صندلی ها در تئاتر صمیمیت و زاویه ی دید بهتری برای مخاطب و بازیگر به ارمغان می آورد. چشم انسان جزئیات چهره را از فاصله ی بیشتر از 20 متر تشخیص نمی دهد و به دلیل همین محدودیت ها و برای داشتن هندسه ای واضح در تئاترهایی که صحنه در انتهای آن قرار می گیرد. عرض سالن به گونه ای است که تنها تعداد محدودی از تماشاچیان در زاویه ی دید معقول و با رابطه ی نزدیک با بازیگر قرار می گیرند. برای جانمایی بیشتر در این فضاها می توان از بالکن های مماس استفاده کرد. در مراکز همایش معمولاً جایگاه حضار به اتاق های کوچکتر تقسیم می شوند که این مهم به واسطه ی پارتیشن های کشویی و تاشو امکان پذیراست. این عمل در مورد تئاترهایی که دارای کف پلکانی هستند، دشوار است ابعاد جایگاه به نوع صندلی ها بستگی دارد و فاصله ی بین صندلی ها را تعیین می کند. در شروع کار طراحی جایگاه باید تیپ صندلی ها مشخص شود. حداقل مساحت لازم برای صندلی های قدیمی 40× 80 سانتیمتر است. عرض این صندلی ها 40 سانتی متر است. اما ابعاد صندلی های جدیدی متفاوت اند. گاه با فاصله ای حدود 5/1متر برای صندلی هایی با عرض 75 سانتی متر طراحی می شوند. صندلی ها را معمولاً در ردیف های خطی یا به صورت منحنی می چینند. در برخی از تئاترها به صورت زاویه ای نیز چیده می شوند. با دقت در نحوه ی چیدن صندلی ها می توان شکل صحیح چیدمان را یافت. اما در حالت کلی هر چه شعاع کوچکتر باشد بهتر است و تماشاچیان بیشتری می توانند رو به صحنه بنشینند اما باید فضای کافی برای مسیر رفت و آمد بین صندلی ها در نظر گرفته شود&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 Jul 2011 18:08:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طراحی سالن های نمایش 3</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;عناصر فضایی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;صحنه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در یک تئاتر تنها مسائلی از قبیل نوع آکوستیک و نحوه ی خطوط سایت نیست که اهمیت دارد اگر چه هر یک از فضاها به نوبه ی خود مهم و درخور توجه اند. مثلاً پشت صحنه ماشینی برای نمایش است و لابی فضایی برای گردهمایی اما صحنه نمایش قلب تئاتر است و مکانی است که مجموعه ای از فعالیت ها برای دستیابی به بازتابی حیاتی و تاثیر گذار در تجربیات کسانی که به تماشای تئاتر می آیند در آن صورت می گیرد در حالت عادی عرض صحنه دو برابر مدخل صحنه می باشد و عمق صحنه از پرده ی ضد حریق 4/3 عرض صحنه است ارتفاع تا بالکن زیر سقف و تا سطح زیرین آن باید بزرگتر و یا حداقل مساوی ارتفاع متوسط جایگاه حضار به اضافه ارتفاع مدخل صحنه انتخاب شود. در هر طرف صحنه فضاهایی برای طراحی صحنه به ارتفاع 20/2 طراحی می شود. این محل ها نسبت به صحنه دید دارد و دارای خروجی به طرف صحنه می باشد. وجود راهی برای فرار نیز ضرورت دارد. عرض کریدور در سطح صحنه باید بیشتر و یا مساوی 20/2 باشد. اگر مساحت صحنه بدون در نظر گرفتن صحنه های کناری و پشت صحنه بزرگتر از 350 متر مربع باشد. عرض کریدورها به اندازه 150 میلیمتر به ازای هر 50 متر مربع افزایش داده می شود. علاوه بر انواع آرایش فضایی که در طراحی تئاتر از نظر فرم نام برده شد، صحنه ها نیز به نوبه ی خود بخش های مختلفی دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Jun 2011 18:03:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طراحی سالن های نمایش 2</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;صحنه ی میدانی &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;در تئاترهای میدانی مخاطبین در هر چهار طرف صحنه می نشینند. در این نوع تئاتر باید فضای کافی برای اجرا و رابطه ی صحیح با مخاطبینی که در چهار طرف نشسته اند ایجاد شود. عموماً صحنه 9 – 6 متر عرض داشته و در تمام زوایا از نظر طراحی صحنه، مبلمان و جانمایی هنرپیشه ها و غیره مورد استفاده قرار می گیرد و در این شیوه اتاقکی برای تاسیسات و آویزها در بالای صحنه طراحی می شود. در چنین صحنه هایی نورپردازی باید در تمامی زوایای سن انجام شود. طوری که هنر پیشه کاملاً در مرکز توجه قرار گیرد به کار بردن تدابیر لازم برای وضوح صدا نمایش و کنترل انعکاس های ناخواسته ی صدا و همچنین استفاده از بلندگوها از موارد پر اهمیت در این سالن هستند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;صحنه محاطی&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;در این روش صحنه به صورت نواری در قسمت جلویی سالن امتداد می یابد و نمونه های آن عموماً در تئاترهای دانشگاهی دهه ی 1960 به چشم می خورد اما ایرادی که بر این طرح وارد است. ایجاد فضای نمایشی عریضی است که سبب کاهش تمرکز تماشاگرو برقراری ارتباط او با بازیگر که یکی از اساسی ترین ارکان طراحی سالن های تئاتر است. می شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;صحنه محوری&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;در تئاترهایی که صحنه ی محوری دارند، مخاطبین سه طرف صحنه را احاطه می کنند و صحنه معمولاً از اولین ردیف تماشاچیان دو یا سه پله بالاتر می باشد. عرض صحنه 9 – 6 متر بوده و معمولاً یک چاله ی کم عمق بین صحنه ی تئاتر و تماشاچیان قرار می گیرد که از طریق دو مسیر به صحنه دسترسی دارد. در حقیقت پشت محور صحنه ی نمایش یک صحنه با یک برج صحنه و یا بدون برج ارائه می شود. که به کارگردان و طراح صحنه امکان ارائه ی فضای نمایشی خیال انگیز را در آن سوی سالن حضار می دهد. مرکز محور باید صحنه را قطع کند و مسیرهای ارتباطی باید با زاویه ی 45 درجه نسبت به خروجی ها قرار بگیرند. تجهیزات نور و صدا برای سیستم محوری، مشابه صحنه ی میدانی است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 May 2011 18:00:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طراحی سالن های نمایش 1</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مقدمه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;معماری تئاتر یکی از پیچیده ترین و غنی ترین حوزه های طراحی معماری است. زمانی که کار طراحی چنین فضایی را آغاز می کنید با مسائلی مواجه می شوید که تنها با پاسخگویی به سوالات بنیادین می توانید راه حلی برای شان بیابید. سوالاتی از قبیل اینکه « چگونه می توان اتاقی طراحی کرد که با وجود بزرگ بودن، کوچک به نظر برسد؟» «چگونه باید در اتاق یک نقطه ی تمرکز ایجاد کرد؟» «چگونه گروهی از مخاطبین را چنان در فضا به جریان بیاندازیم که در مقام جمعی از انسان ها بتوانند یک احساس واحد را به شکل مشترک تجربه کنند؟» و «هندسه ی فضایی که به اشتراک گذاشته می شود چیست؟» اگر با این مسائل درگیر شوید و همه ی مهارت خود را به کار برید ممکن است به طراحی موفق دست یابید اما بدون در نظر گرفتن پرسش های بنیادین علی رغم در اختیار داشتن یک نمای شیک و مد روز و یا امکانات کافی برای تبلیغات بی شک در عمل شکست خواهید خورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تاریخچه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;شکل گیری تئاتر به عنوان فضایی برای اجتماعات مردمی به 2500 سال پیش باز می گردد. تئاترهای باستانی روم و یونان تماشاچیان بی شماری را در فضاهای دایره ای و نیم دایره ای گرد هم می آورند. از زمان تئاترهای مرکزی عصر الیزابت تا اوایل قرن بیستم همه ی فضاهای نمایشی به یک شیوه ی واحد طراحی می شدند و در یک رابطه ی سه بعدی و زنده و با استفاده از جندین صحنه و بالکن محل استقرار تماشاچیان را تحت تاثیر قرار می دادند. بین سالهای 1920 تا 1970 با ورود ابزارهای نوینی چون آکوستیک و تکنولوژی های گوناگون و در نتیجه ی جنبش های مدرنیستی معماری تئاترها از تزئینات خالی و به فضاهایی عریان تبدیل شدند. در این دوره کلیه ی فضاهای تئاتر به شدت شخصی اند و ردیف های منظم تماشاچیان در فاصله ی زیادی از صحنه قرار دارند و اغلب در یک تراز ساخته می شوند این امر سبب سرد و بی روح شدن و نتیجتاً عدم موفقیت معماران در طراحی سالن های تئاتر در این دوره شده است. با نادیده گرفتن اصول طراحی آمفی تئاترهای باستان و بی توجهی به رابطه ی مستقیم میان جا نمایی تماشاچیان و انرژی ای که در سالن تئاتر انتقال می یابد و نیز روابط بازیگر و تماشاچی آسیب های زیادی به این شاخه از معماری وارد شد. بعد از دهه ی 1970 بود که مجدداً به این عناصر یعنی صمیمیت و رابطه ای نزدیک میان هنر پیشه و مخاطب که از مهمترین ارکان تئاتر باستان است توجه شد. تئاترهای متقدم با اینکه فاقد سیستم های تکنولوژیک امروزی بودند و در آن دوره هنوز انواع مختلف ویدئو و سیستم های تصویری که اسباب انفعال و خانه نشین شدن مخاطبین هستند وجود خارجی نداشت، ولی یک ویژگی بسیار مهم در آنها جلب نظر می کرد . این تئاترها «زنده» بودند ویژگی ای که رسانه های امروزی عاری از آنند.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Apr 2011 18:07:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیری گذرا در ساختار و شکل گیری فضای نمایش در یونان و روم باستان 3</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;هر چند که رومیان سبک معماری و شکل ساختمان های خود را از یونانیان اقتباس کرده بودند. ولی تفاوت هایی نیز میان آن ها هست. که مهمترین آن ها عبارتند از یونانیان ساختمان تئاترهای خود را بر دامنه ی تپه ها می ساختند و از شیب تپه برای ساختن پله ها استفاده می کردند. در حالی که رومیان ساختمان تئاترهای خود را روی زمین مسطح بنا می کردند ارکسترا در تئاترهای یونانی به شکل دایره ی کامل بود. در حالی که ارکسترای رومیان به نیم دایره تبدیل شد راهروهای ورودی خروجی تئاترهای یونانیان که به صورت مایل متوجه مرکز ارکسترا می شدند. در تئاتر رومیان به راهروهای پهن تر و مستقیم و هم سطح ارکسترا تبدیل شدند. صحنه ی تئاترهای رومیان گسترده بود. چنان که امکانات بسیاری به تماشا گذاشته می شد. صحنه ی تئاترهای رومیان دارای سقف بود. پرده نیز بعدها به صحنه افزوده شد ولی تفاوت آن با صحنه ی تئاترهای یونانی در این جا بود که پرده ی صحنه ی رومیان از بالا به پایین نمی افتاد بلکه در داخل یک شیار در جلو و پایین صحنه جمع می شد و در انتهای نمایش بالا می رفت. در تئاتر رومی سه در به پشت صحنه و دو در به طرفین صحنه باز می شد و در نهایت تئاتر رومی دارای درگاه ها و ورودی هایی بود که تماشاگران می توانستند برای استراحت و قدم زدن از آن ها استفاده کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تئاتر مارکلوس (Marcellus) یکی از مهمترین تئاترهای روم باستان بود. هنوز هم بعد از گذشت سالها بقایای این تئاترگویای عظمت اولیه ی آن است بنای این تئاتر در دوره ی آؤگوستوس به پایان رسید. این تئاتر به صورت سه طبقه و با استفاده از طرح های گوناگون معماری آن زمان ساخته شد. نمای خارجی آن به این شرح است. طبقه اول دارای 42 ستون دوریک و 43 طاق قوسی شکل است. قطر هر ستون در حدود 100 سانتی متر و بلدی آن 780 سانتی متر است. بین هر دو ستون یک طاق زده شده که پهنای ورودی هر طاق 280 و درازای آن 680 سانتی متر است.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Jun 2010 14:25:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیری گذرا در ساختار و شکل گیری فضای نمایش در یونان و روم باستان 2</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; در پشت آن هم ساختمان دو طبقه ای بنا شده بود که در نقشه ی اصلی تئاتر موجود نبوده و احتمالاً از بناهایی است که بعد ها به آن افزوده شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ساماندهی فضاهای تئاترهای یونانی در هماهنگی کامل با مصالح و تکنولوژی ساخت رومی متحول شد و به صورتی زیبا و مقتدرانه در تئاتر ها و آمفی تئاتر های رومی آشکار گردید. از آن جای که تئاترهای یونانی در دامنه ی تپه ها ساخته می شدند. ساختمان های آزادی نبودند. رومیان توانستند مبتکرانه ردیف های پلکانی قوس هایی از بتن را به عنوان تکیه گاه سکوهای تالار جانشین شیب تپه کنند. از این رو تئاترهای آنان ساختمان های آزاد مستقلی بودند و می توانستند در هر جایی حتی در هموارترین دشت ها ساخته شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تئاترهای رومی معمولاً از دایره ای تشکیل می شدند که قطر آن بخش تماشاگران را از ساختمان صحنه جدا می کرد. بخش ویژه ی نشستن تماشاگران را «کاوه آ»(Cavea)  می گفتند. و صحنه در آن سوی قطر دایره بنا می شد. کاوه آ معمولاً دارای کوریدور (corridor) و میتوریا (Vomitaia) و نیز بخشی به نام ارکسترا (ارخسترا)(Orchestra) در سطح زمین بود که برای نشستن اشخاص ویژه و مقامات مهم به کار می رفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Apr 2010 14:18:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیری گذرا در ساختار و شکل گیری فضای نمایش در یونان و روم باستان </title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;فضاهای اختصاص یافته به نمایش یکی از مهمترین فضاهای عمومی در شهرهای یونان باستان بود. این بناها هم کارکرد آیینی داشته و هم اجتماعی در مورد نمایش نظریه هایی متفاوت وجود دارد. ولی عقیده ی کلی بر این است که به وجود آمدنش جنبه ای مذهبی داشته و آن مربوط می شود به خواندن آوازهای دسته جمعی در مراسم مذهبی. نمایش در یونان باستان، عبادت محسوب می شد، منتها عبادت خدایانی که طالب به کار افتادن عقل بشر بودند و نه صرفاً تکرار اعمال عبادی سنتی، از اینها مهمتر نمایش وسیله ای بوده است برای ایجاد وحدت میان مردم شهر، عاملی برای وفاداری آنان به نهادهای جدیدی جامعه ی دولت شهری.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از تئاترهای یونان می توان نام دو تئاتر افسوس (Ephesos) و اپیداؤروس (Epidauros) را بر شمرد که هر یک گنجایش 20 هزار نفر تماشاگر را داشتند. البته آمفی تئاتر دلفی (Delphi) نیز با گنجایش 5 هزار نفر پر آوازه بوده است. عناصر و فرم معماری تئاترهای یونان باستان عمدتاً ثابت بود، و متناسب با موقعیت قرارگیری آن در محل معماری آن خود را با سایت هماهنگ می نمود. در میان تئاتر های یونان باستان اپیداؤروس به طراحی پولوکلیتوس (polykleitos) بیش از سایر تئاترها از گزند ایام مصون مانده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;معماران و باستان شناسان معروف جهان به اتفاق تئاتر اپیداؤروس را زیباترین و متناسب ترین بنایی می دانند که برای این منظور در یونان ساخته شده است. آن چه که این تئاتر را نسبت به سایر تئاترهای یونانی بارز می کند، می توان چنین بر شمرد: این بنا در دامنه ی کوه و با سنگ چندان بزرگ ساخته شده که گنجایش پذیرش 14 تا 20 هزار تماشاگر را داشته است. تاریخ بنای این تئاتر به اواسط قرن چهارم پیش از میلاد می رسد. قطر دایره ی صحنه ی نمایش آن 3/20 متر است و در مرکز آن قطعه سنگی قرار گرفته که در واقع نمایان گر قبله ی بازیگران به هنگام انجام آیین قربانی و نیز تشریفات مذهبی بوده است. تماشاگران پیرامون این دایره که به صورت پلکانی رفیع ساخته شده بود جای می گرفتند. برای آشنایی بیش تر با این تئاتر سایر ویژگی های آن را بر می شماریم. در تئاتر اپیداؤروس 55 ردیف پله ی سنگی ساخته شده است که به دو بخش افقی تقسیم می شوند. در بخش پایینی 12 و در بالایی 22 ردیف پله بنا شده است. در حد فاصل این دو بخش نیز راهرویی نسبتاً پهن ساخته شده که رفت و آمد تماشاگران به درون تالار نمایش را آسان می کرده است. ارتفاع سکوهای بخش پایین 10 سانتی متر کوتاه تر از سکوهای قسمت بالایی گرفته شده است تا بدین ترتیب تماشاگران ردیف های بالاتر صحنه را بهتر ببینند. پایین پله ها، مخصوص اعیان و اشراف بوده است. از آنجا که سکوهای ردیف های بالا مرتفع ترند. تماشاگر را بر صحنه ی نمایش مسلط تر می کنند تا هنرنمایی بازیگران را بهتر ببینند. اگر ادعا کنیم مطلوب بودن شرایط آکوستیکی در این بنا نیز به همین امر وابسته است. چندان بی راه نگفته ایم. در میان این سکوهای سنگی نیز از پایین به بالا راهروهایی برای عبور تماشاگران در نظر گرفته شده است. در مقابل بخش مرکزی جایگاه تماشاگران به فاصله ی کمی از صحنه ی نمایش پایه ها و پی عمارتی که در واقع نمای صحنه محسوب می شده، تقریباً محفوظ مانده که هنوز هم پا بر جاست. این بخش عبارت است از ستون ها درگاه ها و کتیبه هایی که بازیگر بر بام آن بازی می کرده اند و آن را لژ (Loge) می نامیدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Mar 2010 14:06:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رنزو پیانو 3</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;مجموعه طرح های اجراء شده ی رنزو پیانو :&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;بازسازی و نوسازی فضای شهری&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;کارگاه محله ای در شهر اوترانتو- طراحی 1979 ساخت 1979 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پروژه ی بازسازی جزیره ی بورانو، ونیز – طراحی 1980&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;طرح باز زنده سازی اسکله ی قدیمی جنوا- طراحی 1981 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تغییر کاربری مجموعه شلومبرگر در منطقه ی مونروژ پاریس – طراحی 1981 ساخت 4- 1981 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;طرح بازسازی بندر قدیمی جنوا – طرح 1985 ، ساخت 92 – 1988 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تغییر کاربری کارخانه ی لینگوتو در تورین – طراحی 1983 ، ساخت 95- 1988&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; باز سازی و احیای با روی قدیمی و مرکز شهر رودس – طراحی 1986 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بازسازی دروازه شهر و احیای مرکز تاریخی شهر والتا ، مالتا طراحی 1986 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;باز زنده سازی محله ی ساسی در ماترا – طراحی 1987 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بازسازی پوتوسدامر پلاتز در برلین – طراحی 1992 ، ساخت 2000- 1996 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;طرح جامع منطقه ی ایل سگوبو لونی ، بلانکور، پاریس – طراحی 5- 1993 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تغییر کاربری نیروگاه ساحلی به سایت جدیدی برای گالری تات ، لندن طراحی 1995&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تالار نیکولا پاگانینی در پارما – طراحی 1997 ، ساخت 2001- 1998 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Aug 2009 17:43:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رنزو پیانو 2</title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پیانو از نگاه راجرز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رنزو پیانو استاد مسلم نور و سبکی است . او درکی شگفت آور از ساخت و مقیاس قطعات دارد . فکر نمی کنم کسی از این نظر به پای او برسد .او فرزند یک ساختمان ساز بود و با پدرش روابط نزدیکی داشت و از این که ساختمان ساز است احساس غرور می کرد. نکته ی غیر معمول درباره ی پیانو آن است که او از کوچک به بزرگ کار می کند . من تاکنون چنین معماری ندیده ام . رویکرد او برای طراحی ساختمان هرگز از ایده شروع نمی شود ، بلکه از زمین سر بر می آورد . او همچنین یکی از باوقارترین معمارانی است که من می شناسم . هم از نظر شخصیتی ، باوقار است و هم ساخته هایش بسیار با وقار و بسیار انسانی به نظر می رسند . آنها پیکره هایی انتزاعی و تجریدی نیستند . آنها بر گرفته از درکی عمیق از این مسئله هستند که ساختمان ها چگونه با هم همراه و هماهنگ می شوند و نور چگونه به درون آنها راه می یابد ؛ او سقف هایی می سازد که نور را به درون می کشند . پیانو از دستگاه عظیم و سنگینی مانند مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس ، که آن را با هم طراحی کردیم و همچون پلکانی پر از آدم است ،تا موزه ها و کتابخانه های بسیار زیبا طراحی کرده است ، یکی باوقارتر از دیگری .تنوع آثار پیانو هولناک است .من عاشق استادیوم فوتبال سان نیکولا در باری ، ایتالیا هستم که سازه ی پر عظمت آن در قالب گلبرگ های عظیم بتنی از زمین روییده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از سوی دیگر ، ساختمان بیِلِر در سویس می بینیم که از هر چه فکرش را بکنید سبکتر است . نمی خواهم بگویم کدام یک از ساختمان های او بیشتر مورد علاقه من هستند . او یکی از برترین معماران مدرن نسل خویش است . او دریانورد کهنه کاری هم هست . قایق هایش را خود طراحی می کند در اوایل دوستیمان ، حدود 40 سال ، او یک قایق بادبانی بتنی طراحی کرد که واقعا هم عالی از آب درآمد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;برگرفته از:مجله هنر و معماری-شماره نهم (دوره جدید)-تابستان ۱۳۸۷&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 11:45:31 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ر نزو پیانو </title>
<link>http://v3k2.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;برنده مدال طلای AIA در سال 2008 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;Renzo  Piano&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;زندگی نامه &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رنزو پیانو ، معمار مشهور ایتالیایی ، در چهاردهم سپتامبر سال 1937 در شهر جنوا به دنیا آمد ، شهری که خانه و دفتر کارش هنوز همان جا قرار دارد . پدرش صاحب یک شرکت ساختمانی و همین مسئله بسیار به او کمک کرد تا بسیاری از نظریه های خود را در عمل بیازماید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;. پیانو در دانشگاه پلی تکنیک میلان در رشته معماری تحصیل کرد و پس از فارغ التحصیلی ، در همان جا به تدریس مشغول شد (1965-1968 ). درهمین سالها تجربیات خود را با سفرهایی به انگلیس و آمریکا تکمیل کرد در همان دوره با مهندس و طراح فرانسوی ، ژان پرووه ، آشنا شد و این دوستی ، تاثیر عمیقی بر زندگی حرفه ای او گذاشت . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از پروژه های نخستین او می توان به یک مجتمع آپارتمانی در گارونه در نزدیکی آلساندریا (1969) اشاره کرد که البته هنگام ساخت به وسیله ی خود مالک ، تغییرات بسیاری در آن راه یافت . پیانو سپس غرفه ی صنعت ایتالیا در نمایشگاه جهانی 1970 در اوساکا را با استفاده از پوشش های سبک پلاستیکی طراحی کرد . از طریق تدریس در دانشگاه میلان و اتحادیه های معماری در لندن ( AA ) ، با ریچارد راجرز ارتباط یافت . شماری از پروژه های مشترک پیانو وراجرز در مرحله ی طراحی باقی ماندند و به اجرا در نیامدند ، تا این که آنان درسال 1971 در مسابقه ی طراحی مرکز ملی فرهنگ و هنر ژرژ پمپیدو در پاریس برنده شدند . این پروژه در دنیای معماری همچون رویدادی کم نظیر سرو صدا کرد و هر دو طراح آن را در بالاترین رده های جهانی مطرح ساخت .&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 10:37:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>v3k2</dc:creator>
<guid>http://v3k2.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

